تاثیر شوق پرواز بر عوامل  دوبله ی آذری این سریال

بانی فیلم آنلاین: مدیر دوبلاژ آذری سریال "شوق پرواز " در شبکه سحر گفت: بازی اثرگذار شهاب حسینی در نقش سرلشگر شهید بابایی بارها گروه دوبله را به شدت منقلب کرد. 

به گزارش رسیده،جذابیت داستان سریال ماندگار "شوق پرواز" که در حال آماده سازی به زبان های مختلف برای مخاطبان غیر ایرانی شبکه سحر در آن سوی مرزها است، دست اندرکاران دوبله و زیرنویس آن را نیز  تحت تاثیر قرار داده و عاملی شده است تا کار زبانگردانی این سریال با دقت و ظرافتی خاص پی گرفته شود.

شبکه سحر آنقدر این سریال را جالب و دیدنی و قابل معرفی به مخاطبان خود در آن سوی مرزها یافته است که زبانگردانی این سریال به زبان های سیماهای شش گانه خود را در دستور کار گروه های دوبله و زیرنویس خود قرار داده است.
 در این مسیر ترجمه متون و دیالوگ های بازیگران "شوق پرواز" از حساسیت ویژه ای در کار این گروه ها برخوردار بوده است که در وهله اول تفاوت این کار با کارهای معمول این گروه ها است.
 کبری ملیحی سرپرست زیرنویس سریال ها و تله فیلم هایی از قبیل " شیخ بهایی " و " بچه های بهشت " برای سیمای فرانسوی شبکه بین المللی سحر، در رابطه با تفاوت زیرنویس سریال " شوق پرواز " با سایر کارهایی که تاکنون انجام داده است، گفت: این مجموعه تلویزیونی از فیلمنامه قوی بهره برده است و کلیت آن القا کننده معنویت است. این فیلمنامه قسمت های عاطفی بسیاری را در خود جای داده و این از تفاوت های این فیلمنامه با سایر کارها بود که آماده سازی آن برای مخاطبان فرانسوی زبان سحر را جذاب می کرد.ملیحی که " شوق پرواز " اولین تجربه او در ژانر دفاع مقدس بوده به میزان استقبال مخاطبان فرانسوی زبان اشاره کرد و افزود: اگر بینندگان و مخاطبان پیگیر باشند و قسمت های ابتدایی را تماشا کنند مطمئنا ادامه سریال را رها نخواهند کرد تا سرانجام شخصیت اصلی فیلم را ببینند.
ملیحی به خاطره ای از ترجمه و زیرنویس " شوق پرواز " نیز اشاره کرد: در ترجمه متن " شوق پرواز "، مترجم از تاثیر حس و حال فیلمنامه بر خود خبر می داد و می گفت: بارها اتفاق افتاد که اشک از چشمانم سرازیر شد و کار ترجمه را رها کردم.
ملیحی نیز خود بر این نکته در بازبینی صحه گذاشت و گفت این کار حس و حال معنوی را خیلی خوب القا می کند.
سعید بحرالعلومی  مدیر دوبلاژ این سریال به زبان آذری نیز از خاطره لحظات دوبله یاد کرد: بارها در حین دوبله " شوق پرواز " به خاطر عمق شخصیت شهید عباس بابایی و بازی اثرگذار شهاب حسینی، دوبلور ها و گروه دوبلاژ تحت تاثیر قرار گرفته و اشک ریختند و ما مجبور شدیم در مقاطع مختلف برای دقایقی کار را تعطیل کنیم و مجدد از سر بگیریم.
وی با توجه به اینکه " شوق پرواز " اولین تجربه کار دفاع مقدسی اش نیست و در پرونده اش دوبله آثاری چون: " بر بال فرشتگان"، " بلمی به سوی ساحل "، " پایگاه جهنمی "و ... به چشم می خورد، در مورد میزان استقبال مخاطبان آذری زبان از این سریال اظهار کرد: به صراحت می توان گفت فرم و سبک تولیدات ایرانی در میان مخاطبان آذری زبان جا باز کرده و این اثر هم مطمئنا مثل سایر تولیدات سیمای آذری با استقبال خوبی روبرو خواهد شد.
مسلم دهقانی که سرپرستی زیرنویس مجموعه تلویزیونی " شوق پرواز " را برای سیمای انگلیسی شبکه جهانی سحر بر عهده داشته است، در باره رساندن مفهوم جهاد و شهادت و ... گفت: ما بر رساندن این مفاهیم بسیار دقت کردیم و تمام سعی ما بر این بوده تا اصالت متن حفظ شود و پیام داستان در لابلای ترجمه محو و ناپدید نشود.
این اثر برای سعد الدین ستوده مترجم دوبله کردی "شوق پرواز " نیز اولین تجربه دفاع مقدسی اش محسوب نمی شود. او از میزان توجه و استقبال مخاطبان سیمای کردی شبکه سحر گفت: مردم کردستان عراق که مخاطبان اصلی برنامه های سیمای کردی شبکه سحر هستند شخصیت ها و قهرمان های ایرانی را از آن خود می دانند. آن ها به خاطر دشمنی با رژیم صدام حسین علاقه خاصی به شخصیت های ایرانی دارند و یقینا با این سریال ارتباط برقرار خواهند کرد و مورد استقبال واقع خواهد شد.
وی از میزان تغییرات دیالوگ ها در جریان ترجمه نیز گفت و اشاره کرد: تطبیق دادن و هماهنگ نمودن جملات در یک مدت زمان محدود و خاص که بازیگران لب می زنند، موجب شد تا تغییراتی را در متن ایجاد کنیم. ما در رساندن مفهوم ها بسیار دقت کردیم تا پیام اصلی فیلم مخدوش نگردد. در ضمن ترجمه در مرحله ویراستاری نیز دچار تغییراتی می شوند ولی از تغییرات ساختاری و موضوعی پرهیز می کنیم.
سرپرست زیرنویس فرانسوی " شوق پرواز " در ارتباط با دشواری های این اثر برای بومی کردن مفاهیم ایثار و شهادت طلبی که در این مجموعه تلویزیونی جای دارد، گفت: در این کار ما با مشکل چندانی برای انتقال این مفاهیم به مخاطب روبرو نبودیم. استفاده از مترجم با تجربه در ترجمه ها کار ترجمه این سریال را کمی آسان نمود. در ضمن مفاهیمی مانند شهید، خدا، معنویت و ایثار در زبان فرانسوی دارای معادل است و همین نکته کمک شایانی به گروه ترجمه و ویراستاری نمود.
او از تغییرات متن ترجمه شده با متن اصلی گفت: تا جایی که امکان داشت وفاداری ترجمه را نسبت به متن اصلی حفظ کردیم و اگر تغییراتی ایجاد شده است در راستای تطابق فرهنگی برای مخاطبان بوده است، ولی تمام تلاشمان را کرده ایم تا نسبت به متن وفادار بمانیم. در صورت عدم وفاداری به متن اصلی پیام فیلم منتقل نخواهد شد.
سعید بحرالعلومی مدیر دوبلاژ آذری شبکه سحرنیز  از تفاوت های متن این سریال با سایر متون اینچنین یاد کرد: از آنجا که شخصیت اصلی داستان این مجموعه تلویزیونی یک خلبان است و حرفه خلبانی نیز دارای اصطلاحات فنی و تخصصی است، در ترجمه این کار بسیار دقت شد تا این اصطلاحات اصالت خود را حفظ نمایند. این مجموعه به علت پرداختن به یکی از شخصیت های ملی به نام  عباس بابایی، تاثیر زیادی در دیالوگ گویی دوبلور ها داشت.
او در رابطه با دشواری های این کار با سایر دوبله ها اشاره کرد: به خاطر حس و حال و فضای خاصی که ناشی از حال و هوای دوران دفاع مقدس است با دشواری های خاصی روبرو بودیم که در نوع خود جذابیتی داشت که در سایر کارها کمتر ایجاد می شود.
بحرالعلومی که اولین دوبله خود را در فیلم " آتش در خرمن " در نقش جاسم با بازی حسین یاری تجربه کرده در مورد تغییرات دیالوگ ها گفت: برای هماهنگ کردن لب زدن دوبلور ها با بازیگران فیلم تغییراتی را ناچاریم در دیالوگ ها ایجاد کنیم تا زمان مورد نظر را کسب کنیم و بتوانیم از دوبله با کیفیتی برخوردار باشیم. وی اشاره ای نیز به تغییراتی که ترجمه ها در ویراستاری به خود می بینند، داشت: ویراستار متن ترجمه شده را به این علت که به متن اصلی دسترسی ندارد، فقط از نظر ادبی ویرایش می نماید و گاهی اوقات به خاطر عدم اطلاع، کلماتی را اصلاح می کند که ممکن است معنای اصلی کلمه را از مسیر خود منحرف کند. از همین رو بعد از ویرایش متن، مجددا دیالوگ ها را بازخوانی کردیم تا هیچ خللی در انتقال مفاهیم بلند این سریال بروز نکند.
مسلم دهقانی نیز توضیح داد: " شوق پرواز " با توجه به فضای دفاع مقدس که در آن ساخته شده است، اصطلاحاتی داشت که باید بر حفظ آنها دقت می کردیم.
سعد الدین ستوده نیز از تفاوت های این کار با سایر کارهایی که تاکنون انجام داده گفت و توضیح داد: " شوق پراز " از لحاظ ترجمه فرق خاصی با سایر ترجمه ها نداشته و تنها تفاوت اساسی این مجموعه حضور شخصیت سرلشگر خلبان شهید عباس بابایی در فیلم است که از همین رو با اصطلاحات فنی پروازی و خلبانی روبرو هستیم، به همین منظور در امر ترجمه این سریال تنها تفاوت در رعایت این اصطلاحات بوده است.
ستوده در رابطه با این سریال توضیح داد: ما در ترجمه این سریال با دشواری خاصی روبرو نشدیم  و سریال جذابی بود. استفاده از مفاهیمی از قبیل شهادت طلبی و از خود گذشتگی در این سریال موضوع جدیدی برای مخاطبان کرد زبان نیست و ایشان با این مفاهیم آشنا هستند. این موضوعات جزء اشتراکات فرهنگی مخاطبان کرد زبان با ملت ایران است و این نکته در امر ترجمه و دوبله ما را با مشکل چندانی روبرو نکرد.
" شوق پرواز " به کارگردانی یدالله صمدی و تهیه کنندگی جواد نوروزبیگی به سفارش مرکز سیما فیلم و با بازی سید شهاب الدین حسینی،  شهرام حقیقت دوست، افسانه بایگان، الهام حمیدی، اکبر عبدی، فرهاد قائمیان، عبدالرضا اکبری، عباس امیری، مهران رجبی، مینا جعفرزاده، مهدی فقیه، اتابک نادری، محسن افشانی، آنا برزینا، زهره حمیدی، بهزاد رحیم خانی، سیدعلی صالحی، کوروش تهامی، حسن جوهرچی، حسین بابایی، سلما بابایی، ستاره اسکندری، اکرم محمدی و ... روایتگر زندگی سرلشگر خلبان شهید عباس بابائی معاونت عملیات نیروی هوایی ارتش ایران است که هنگام بازگشت از یک عملیات برون مرزی هدف اصابت گلوله پدافند هوایی دشمن بعثی قرار گرفت و به شهادت رسید. این سریال در زمان پخش از شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی با استقبال خوب مخاطبان روبرو گردید و با موفقیتی بی مثال واقع شد.

دوستان اینم برای شما ها(فقط ببخشید زیاده)

    لیدیز اند جنتلمن ، کمربندهاتونو محکم ببندید

    داریم به شهر آرزوهــا نزدیک میشیم ،

    اِاِاِعــه ، فک کنم رسیدیم ،

    پیاده شید بابا پیاده شید رسیدیم به مدرســه !!

    .

    .

    .

    در مدرسه زندگی در کلاس دنیا ، سر زنگ املا ، یادمان باشد برای محبت

    تشدید بگذاریم تا نیم نمره از محبت ها کم نشود . . .

    .

    .

    .

    سال جدید تحصیلی را به شما دوست عزیزم تبریک میگم ،

    امیدوارم شما هم مثل من به درجات بالای علمی دست پیدا کنید !!

    .

    .

    عشق => سرکاری

    محبت => تظاهر

    مهربونی => مسخرست

    وفا => مرده

    احد و پیمون => دلخوشی

    عاطفه=> تموم شده

    مهر => مدرسه‌ها باز میشه

    .

    .

    .

    اول مهر و شروع شدن حکم فرمایی شما را در مدرسه تبریک میگوییم ،

    از طرف جمعی از بچه ها واسه شما مدیر عزیزمـــون !!

    .

    .

    .

    اگه گفتی شباهت معلم با دماسنج چیه؟

    هر دوشون وقتی صفر رو نشون میدن ، آدم می لرزه!

    به اول مهـــر خوش اومدی

    .

    .

    .

    دلم واسه اول دبستانم تنگ شده

    که وقتی تنها یه گوشه ی حیاط مدرسه وایسادی

    یه نفر میاد و بهت میگه با من دوست میشی؟

    حالا ما که دوستیم، فردا سر صف میبینمت !!

    .

    .

    .

    برای با هم بودن بهانه زیاد است

    بیا ما هم با هم باشیم

    البته فردا سر کلاس !

    .

    .

    .

    دقت کردین جدیدن داره یه بوهایی میاد ؟!

    پاک رفته تو اعصابم ،موندم چیه این …

    ” بوی ماه مهر ، ماه مدرسه “

    ” بوی شادی های راه مدرسه “

    اِاِاِ ایـــن بود ؟!!

    .

    .

    .

    حلول ماه مهر
    ماه اتمام خوابهای رویایی
    شب بیداری های طولانی
    بخور بخواب و بیکاری
    گشت و گزار و عیاشی
    بر شما خجستگان عزیزتر از جان ، تبریک و تسلیت باد …
    .
    .
    .
    یادش بخیر ، پشت دفترای قدمیم مدرسه ؛ آدمک چارخونه روی تخته سایه :
    “تعلیم و تعلم عبادت است”
    .
    .
    .
    ماه مهر از آنچه در تقویم می بینید به شما نزدیک تر است !
    چقدر زود دیر میشود …
    .
    .
    .
    یادش بخیر ؛ در به در دنبال یکی میگشتیم دفترامونو جلد کنه !!!
    .
    .
    .
    دقت کردین ؟؟؟
    چند ساله که توی این ایام وقتی به یه بچه مدرسه ای میگی “وااااااااااااااااااااای دوباره باید بری مدرسه” اصلا انگار نه انگار ، کارشون از دایورت و بلوتوث و وای فای هم گذشته …
    نمیدونم توی این قضیه دانشمندان دست داشتن یا نه ؟!؟!؟!
    .
    .
    .
    چشماتونو ببندید و اون لحظه ای رو به خاطر بیارید که آخرین امتحان رو تموم کردید و برگه رو دادید به مراقب و با یه حس خَلاصی دارید میاید سمت خونه و واسه تابستون نقشه میکشید و هزارتا رویا …
    هووووووووووی عمو کجایی ؟ جلوی پاتو نگاه کن ؛ فردا باید بری مدرسه …
    .
    .
    .
    چه حس خوبی بود وقتی میرسیدیم به درسهای آخر کتاب …
    .
    .
    .
    عاغا کصافط اینطوری نوشته میشه “کثافت”
    گفتم یادآوری کنم بچه هایی که میرن مدرسه غلط املایی هاشونو گردن ما نندازن !!!
    راستی عاغا هم آقا نوشته میشه !
    .
    .
    .
    بابا غصه نداره تا چشم به هم بزنی تموم میشه …
    “زمزمه های پدر و مادر در عصر ۳۱ شهریور”
    .
    .
    .
    تقدیم به متولدین ۷۳ به بعد :
    اول مهر ماه شنبس …
    غروب جمعه ی ۳۱شهریور …
    صدای اذانم میاد !
    فرداش باید بری مدرسه بعد ۳ ماه …
    تصورِشم عذاب آوره ؛ وای داره گریم میگیره ، دستمال کاغذی برسون …
    .
    .
    .
    سوال : یکشنبه میایی دانشگاه یا سه شنبه ؟
    پاسخ صحیح : بعد از حذف و اضافه …
    .
    .
    .
    دلم واسه اول دبستانم تنگ شده که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایستادی ، یه نفر میومد و بهت میگفت : با من دوست میشی ؟؟؟
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی ، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد …
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم بعد عرق میکرد ، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند ، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت ، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده !
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه …
    احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم ، دلتون بسوزه !
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد ، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !
    .
    .
    .
    یکی از ترسناک ترین جملات دوران مدرسه :
    یه برگه از کیفتون بیارید بیرون !
    .
    .
    .
    تفاوت دو جنس رو از اینجا بفهمید که دخترا دو ماه قبل از سال تحصیلی جدید لوازم تحریرشون آمادس ولی پسرا سه هفته بعد از شروع مهر تازه یادشون میاد حتی کتاباشونو نگرفتن …
    .
    .
    .
    یادش بخیر تو کلاس وقتی درس تموم میشد و وقت اضافه میآوردیم ، تا زنگ بخوره این بازی رو میکردیم که یکی از کلاس میرفت بیرون بعد بچه های تو کلاس یک چیزی رو انتخاب میکردند ، اونکه وارد میشد هرچقدر که به اون چیز نزدیک تر میشد ، محکمتر رو میز میکوبیدیم …
    .
    .
    .
    یادش بخیر دبستان که بودیم هرچی میپرسیدن و میموندیم توش ، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !
    .
    .
    .
    یادش بخیر صفحه های خوشنویسی تو کتاب فارسی سال سوم رو …
    .
    .
    .
    یادش بخیر تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد ، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم …
    همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه !
    .
    .
    .
    یادش بخیر خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم …
    .
    .
    .
    یادتون میاد ؟؟؟
    نوک مداد قرمزای سوسمار نشانو که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد …
    .
    .
    .
    تو مدرسه آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن …
    .
    .
    .
    وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم ، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال بتراشیم …
    .
    .
    .
    یادش بخیر حس بعد از آخرین امتحان سال و شروع تابستون و یادش بخیر عصر ۳۱ شهریور و همه خاطره هایی که جلوی چشامون بود …
    .
    .
    .
    همیشه تو مدرسه عادت داشتم همکلاسی هامو بشمرم تا ببینم کدوم پاراگراف برای خوندن به من میفته …
    .
    .
    .
    خودکارهای چهاررنگی هم بود که باس دکمه‌ش رو فشار میدادی تا نوک دلخواهت بیاد بیرون ، اونوخت قرمزش صورتی بود و آبیش بنفش !
    تفریح من این بود که تهش رو میکردم تو دهنم با دندون دکمه هاشو فشار می‌دادم ، بعد حواسم نبود دکمه ش فنریه و لبم میرفت لای دکمه ش !!!
    .
    .
    یادمه یکی از پر استرس ترین لحظات دوران ابتدایی وقتی بود که دیکته تموم میشد و مبصر دفترا رو جم میکرد میذاشت رو میز معلم ؛ هی حواسمون به دفترمون بود ببینیم کی نوبت صحیح کردن دیکته ما میشه ، نوبتمون که میشد همش چشممون به خودکار معلم بود ببینیم غلط داریم یا نه … قلبمونم تند تند میزد !!!
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد اوج احتراممون به یه درس این بود که دفتر صد برگ واسش انتخاب می کردیم !
    .
    .
    .
    شما یادتون نمیاد اون روزهایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس ما هم خر کیف میشدیم میرفتم کلاس !
    .
    .
    .
    یادمه همیشه واسه اینکه زود برم تو کوچه بازی کنم ، مشقامو چند خط در میون رد میکردم تا زودتر تموم شه …
    .
    .
    .
    خودکارتو گم کنی = خودکار نداری
    خودکار نداشته باشی= جزوه نداری
    جزوه نداشته باشی = درس نمی خونی
    درس نخونی = پاس نمیشی
    پاس نشی = مدرک نمی گیری
    مدرک نگیری = کار گیرت نمیاد
    کار نداشته باشی = پول نداری
    پول نداشته باشی = غذا نداری
    غذا نداشته باش= لاغر مردنی میشی
    لاغر مردنی بشی = زشت میشی
    زشت بشی = عاشقت نمیشن
    عاشقت نشن = ازدواج نمیکنی
    ازدواج نکنی = بچه نداری
    بچه نداشته باشی = تنهایی
    تنها باشی = افسرده میشی
    افسرده بشی = مریض میشی
    مریض بشی = میمیری
    پس حواست باشه خودکارتو گم نکن وگرنه میمیری …
    .
    .
    .
    خارج از مدرسه (کافه)
    تقلب (چشمهایم برای تو)
    روز امتحان (روز واقعه)
    زنگ زیست (معنی عشق)
    کیف مدرسه (محموله)
    اولین کسی که معلم از او میپرسد (قربانی)
    نگاه دانش آموز به معلم (میخواهم زنده بمانم)
    معلمان مدرسه (جنگجویان کوهستان)
    زنگ تفریح (حمله به توالت)
    مدیر مدرسه (پدر سالار)
    پنج شنبه (خانه دوست کجاست)
    جلسه معلمان (نقشه قتل دانش آموز)
    میز آخر (بهشت پنهان)
    پای تخته (قتلگاه)
    ورود مدیر مدرسه (تشریفات نظامی)
    کارنامه های تجدیدی (سالهای دور از خانه)
    تعطیلات مدرسه (روزهای خوشبختی)
    نمره ۲۰ (آرزوی محال)
    گرفتن تقلب از دست دانش آموز (بازی دیگر تمام است)
    امتحان شهریور (شانس زندگی)
    فضول کلاس (کارآگاه ویژه)
    معلم در خواب دانش آموز (شبهی در تاریکی)
    بردن کارنامه به خانه(نبودن سر بر تن)
    شب إمتحان (وصیت نامه)
    قبولی شهریور (بازگشت به خانه)
    تقلب کردن (بی تو هرگز)
    زنگ کلاس (دیدار ارواح)
    مدرسه (چوبه دار)
    زنگ ورزش (امید دانش آموز)
    .
    .
    .
    زمانی که داداشم میرفت مدرسه ، شبها با جوراب و شلوار لی میخوابید که صبح ۵ دقیقه دیرتر بیدار بشه …
    .
    .
    .
    یادش بخیر یه زمانی تو مدرسه با دوستمون هماهنگ می کردیم که :
    تو اجازه بگیر برو بیرون منم ۲دقیقه دیگه میام !
    بعد معلم عقده ای می گفت صبر کن تا دوستت بیاد بعد برو …
    من که حلالشون نمی کنم !
    .
    .
    .
    هفت ساله بودم ؛ یک روز قبل از رفتن به مدرسه پدرم مرا به کناری کشید و گفت باید لباس مناسبی برای مدرسه داشته باشم …
    تا آن زمان من فقط یک پارچه ی بزرگ پتو مانند می پوشیدم که دور یکی از شانه ها پیچیده میشد و در کمرم سنجاق میشد …
    پدرم یکی از شلوارهای خودش را برداشت ، تا زانو قیچی کرد و به من گفت آن را بپوشم ؛ قد شلوار کاملا اندازه بود اما کمرش بیش از اندازه بزرگ بود ، پدرم با طنابی برایم کمربند درست کرد …
    باید قیافه ی خنده داری پیدا کرده باشم اما هیچگاه کت و شلواری نداشته ام که از پوشیدن آن همان غروری را احساس کنم که هنگام پوشیدن شلوار کوتاه شده ی پدرم داشتم !!!
    نلسون ماندلا
    .
    .
    .
    باز می آید صدای مدرسه
    بانگ شادی هوی و های مدرسه
    مرغ دل پر می زند از اشتیاق
    در هوای با صفای مدرسه
    زنگ تفریح است و خوش پیچیده است
    عطر بازی در فضای مدرسه
    بوی مهر و مهربانی  میدهد
    ماه مهر و ابتدای مدرسه
    از میان خاطرات کودکی
    می روم تا جای جای مدرسه
    ناظم مدرسه می گوید : سلام
    بچه های با وفای مدرسه
    جایتان در قلب ما ، خوش آمدید
    پایتان بر چشمهای مدرسه
    ایرج خالصی
    .
    .
    .
    میکشم بر لوح دل طرح و نمای مدرسه
    تا بماند در دلم جغرافیای مدرسه
    میشوم مست از هیاهوی کلاس
    نیست صفایی چون صفای مدرسه
    ماه مهر میثاق میبندیم با
    دوستان با وفای مدرسه
    کوکب بخت من اندر آسمان دست تو
    ای معلم ای همای مدرسه
    هر که نابیناست بینا میشود
    با تو در دارالشفای مدرسه
    کشتی طوفان زده ای نوح با تدبیر تو
    میشود آرام به دست ناخدای مدرسه
    شد حیاتم دست تو بعد از خداوند کریم
    ای معلم ای خدای مدرسه
    .
    .
    .
    ز دور عمر ، نکو روزگارِ تحصیل است
    به از بهار طبیعت ، بهار تحصیل است
    به از سپیدی صبح بطالت است ای دل
    سیاهیی که به شب های تار تحصیل است
    هزار تیر بلا را به سینه بنشاند
    کسی که عاشق روی نگار تحصیل است
    خوش است زمزمه بحث علم آموزان
    خوش آن ترانه که در مرغزار تحصیل است
    خوشا کتاب انیس و خوشا کتاب جلیس
    خوشا قلم که بدو اعتبار تحصیل است
    تو قدر وقت نشناس و جوانی استاد
    که لطف غیب ، مددکار کار تحصیل است
    .
    .
    .
    گفت استاد مبر درس از یاد
    یاد باد آنچه به من گفت استاد
    یاد باد آنکه مرا یاد آموخت
    آدمی نان خورد از دولت یاد
    هیچ یادم نرود این معنی
    که مرا مادر من نادان زاد
    پدرم نیز چو استادم دید
    گشت از تربیت من آزاد
    پس مرا منت از استاد بود
    که به تعلیم من اُستاد اِستاد
    هر چه دانست ، آموخت مرا
    غیر یک اصل که ناگفته نهاد
    قدر استاد نکو دانستن
    حیف استاد به من یاد نداد
    گر بمرده است روانش پر نور
    ور بود زنده خدا یارش باد
    .
    .
    .
    یک سال پیش ، آه ؛ وقتی که می شکفت گلهای مدرسه
    چشم انتظار بود از پشت پنجره ، بابای مدرسه
    بابای مدرسه یعنی : دعای خیر یعنی : نماز صبح
    یعنی کسی که ماند در خانه دلش غم های مدرسه
    مردی که بار ها توی کلاس ما جارو کشید و رفت
    از اشکهای او باغ شکوفه بود هر جای مدرسه
    .
    .
    .
    اگر از غمهایت روزی صد بار مشتق بگیری
    از اضطراب هایت ریشه nام بگیری
    و از ترسهایت بی نهایت حد بگیری
    آنگاه خواهی دید که مجموع غمهایت به صفر میل میکند
    و lim امید در قلبت بی نهایت میشود
    اگر نتوانستی بر مصائب چیره شوی ، میتوانی به تعداد دلخواه از هوپیتال استفاده کنی …
    اگر از آنها حد گرفتی و حد آن مبهم شد ، با استفاده از هم ارزی می توان آنرا رفع ابهام کنی …
    اگر در اندیشه ات نسبت به مسئله کاملی ، مزاحم احساس کردی ، اندیشه ات را به جز صحیح ببر تا ناخالصی های ذهنت را ببرد و ذهنی بدون تشویش به تو تحویل دهد !
    اندیشه ات را میان شادی ها قرار بده تا بنا به قضیه ی فشار روح تو نیز به شادی مطلق برسد !
    اگر در جزئی از زندگی ات ناپیوستگی احساس کردی می توان آنرا به ناپییوستگی رفع شدنی برطرف کنی !
    برای مشاهده موفقیت هایت میتوان مجموع شادیهایت را با استفاده از انتگرال محاسبه کنی !
    میتوان از شادی و امید زندگی دنباله ای بسازی که حد آن همگرا به زندگی روشنی باشد ! و اگر در این طریق به راستی ایمانت شک کردی نادرستی آن شک ها را با برهان خلف نقص کن …
    عوامل منفی شخصیت را به زیر قدر مطلق ببر و بگذار تا به تو شخصیت مثبت دهد !
    از روحت انتگرال بگیر و بگذار روح تو مانند مجموعه ای باشد که بالاترین کران آن خدا باشد !
    .
    .
    .
    یادش بخیر این شعر ؛ دقیقا یادم نیست مال چه سالی بود …
    در کنار خطوط سیم پیام ، خارج از ده دو کاج روییدند
    سالیان دراز رهگذران ، آن دو را چون دو دوست می دیدند
    روزی از روزهای پاییزی ، زیر رگبار و تازیانه ی باد
    یکی از کاج‌ها به خود لرزید ، خم شد و روی دیگری افتاد
    گفت ای آشنا ببخش مرا ، خوب در حال من تامل کن
    ریشه هایم ز خاک بیرون است ، چند روزی مرا تحمل کن
    کاج همسایه گفت با تندی ، مردم آزار از تو بیزارم
    دور شو دست از سرم بردار ، من کجا طاقت تو را دارم ؟
    بینوا را سپس تکانی داد ، یار بی رحم و بی محبت او
    سیم‌ها پاره گشت و کاج افتاد ، بر زمین نقش بست قامت او
    مرکز ارتباط دید آن روز ، انتقال پیام ممکن نیست
    گشت عازم گروه پی جویی ، تا ببیند که عیب کار از چیست
    سیمبانان پس از مرمت سیم ، راه تکرار بر خطر بستند
    یعنی آن کاج سنگ دل را نیز ، با تبر تکه تکه بشکستند
    محمد جواد محبت

خبر جدید از خودم

سلام دوستان

من روز جمعه رفتم مصلی

خیلی دنبال دفتر شهدا بودم

یه جا رفتم و دو تا خریدم اما شهید عباس بابایی رو نداشت

رفتم یه جا دیگه داشت؛ منم چی کار کردم،آفرین خریدم

الانم خیلی خوشحالم

بازيگران سينماي ايران با گريم‌هاي تازه در فيلم "شهاب حسيني"

کافه سينما/نخستين تصاوير از بازيگران "ساکن طبقه وسط"، اولين فيلم شهاب حسيني در مقام کارگردان، با گريم‌هاي تازه منتشر شد. 
در اين تصاوير ساره بيات، ماني کسراييان، هنگامه قاضياني، حسين محب‌اهري، محمدهادي کريمي و ساره بيات ديده مي‌شوند.
بازيگران: شهاب حسيني، حسين ياري، فرهاد اصلاني، ساره بيات، طناز طباطبايي، هنگامه قاضياني، آنا نعمتي، بابک حميديان، حسين محجوب، نيما رئيسي، فخرالدين صديق شريف، اميد روحاني، جواد عزتي، فريد سمواتي، ماني کسرائيان، حسين محب اهري، هليا راجي، علي شادمان و ...

کارگردان: شهاب حسيني / فيلمنامه نويس و مجري طرح: محمد هادي کريمي / تهيه کننده: امير سمواتي


سه میلیاردی شدن«هیس...!»+عامل موفقیت«هیس...!»

بانی فیلم آنلاین:گروه سينماي ايران- اولين فيلم هاي اكران فصل پاييز از امروز وارد چرخه اكران مي شوند.

به گزارش بانی فیلم،با اكران «كلاس هنرپيشگي» و «به خاطر پونه» فيلم هاي ابراهيم شيباني و علي توكل نيا سينماهاي سرگروه خود را از دست خواهند داد. البته اكران اين دو فيلم با تعداد كمتري سينما ادامه پيدا خواهد كرد. در هفته اي كه گذشت با افت فروش فيلم پوران درخشنده، اين فيلم «پل چوبي» بود كه توانست هم پاي «هيس» تماشاگر جذب كند. فيلم كرم پور توانسته در تهران بيش از نيم ميليارد تومان فروش كند. اين رقم به غير از فروش 170 ميليوني اين فيلم در خارج از تهران است. «پل چوبي» به تازگي در شهرهايي چون شيراز، سنندج، قزوين، كرمان، يزد، اهواز و تبريز اكران شده است. اين فيلم پيش از اين در مشهد (3سالن)، اصفهان و اسلامشهر نيز روي پرده رفته بود.
«هيس» با احتساب فروش شب گذشته اش در تهران توانست به مرز گيشه 2 ميليارد تومان برسد.  فيلم درخشنده در شهرستان ها نيز توانسته از مرز يك ميليارد تومان گذر كند تا مجموع گيشه اش بيش از 3 ميليارد تومان شود. «هيس» با همان تعداد سينما از امروز وارد هفته جديد اكرانش خواهد شد.


هیچ یک از کارشناسان سینما تصور نمی کردند آخرین ساخته پوران درخشنده بتواند به موفقیت اقتصادی چندانی دست بیابد. اما عبور این فیلم از مرز سه میلیارد تومانی فرئش در گیشه ها بار دیگر نشان داد سلیقه مخاطبان سینما قابل پیش بینی نیست. شهاب حسینی را می توان یکی از عوامل موفقیت "هیس..." دانست..


003f04cf.jpg


آقای متفکر در فیلم«پنج ستاره»

new35a0c2.jpg


چه جالب!

shahabwithtahminebtssup8c695.jpg

این کیه کنارش؟!

shahab11c1a0a.jpg

ادامه ی فیلم برداری«ساکن طبقه ی وسط»در شاهرود

بانی فیلم آنلاین:فيلمبرداري فيلم سينمايي «ساكن طبقه وسط» به كارگرداني شهاب حسيني در شاهرود ادامه مي يابد.

به گزارش ايرنا، «ساكن طبقه وسط» نخستين تجربه شهاب حسيني در مقام كارگرداني است.فيلمبرداري «ساكن طيقه وسط» اكنون در تهران در جريان است و با پايان يافتن بخش هاي مربوط به تهران، گروه توليد «ساكن طبقه وسط» راهي شاهرود و بسطام خواهند شد تا باقي فيلمبرداري آن را در اين دو شهر ادامه دهند.از نكات قابل توجه در توليد «ساكن طبقه وسط» بازي محمدهادي كريمي كارگردان سينما در آن است.شهاب حسيني به عنوان بازيگر محبوب كريمي پيشتر در فيلم هاي سينمايي «برف روي شيرواني داغ» و «غيرمنتظره» ساخته اين كارگردان ايفاي نقش كرده است.شهاب حسيني نقش اصلي «ساكن طبقه وسط» را كه يك نويسنده است بازي مي كند و كريمي كه فيلمنامه اين كار را نگاشته، در نقش يك پزشك روانكاو به ايفاي نقش مي پردازد.حسين ياري، فرهاد اصلاني، ساره بيات، هنگامه قاضياني، طناز طباطبايي، آنا نعمتي، بابك حميديان، نيما رييسي، فريد سماواتي و حسين محجوب ديگر بازيگران «ساكن طبقه وسط» هستند.كريمي به اصرار شهاب حسيني در «ساكن طيقه وسط» بازي كرده است.شهاب حسيني نخستين بار با فيلم «رخساره» كه نويسنده آن كريمي بود، سينما را تجربه كرد و پس از آن در فيلم هاي «برف روي شيرواني داغ» و «غيرمنتطره» ساخته كريمي ايفاي نقش كرد.«رستگاري در هشت و بيست دقيقه»، «الهه زيگورات»، «بچه هاي ابدي» و «شمعي در باد» فيلمنامه هايي از كريمي بوده اند كه با بازي شهاب حسيني ساخته شده اند.تهيه كنندگي «سامن طبقه سوم» را امير سمواتي برعهده دارد.كريمي اكنون فيلم سينمايي «بشارت به شهروند هزاره سوم» را با بازي حميد فرخ نزاد هنگامه قاضياني و نيكي كريمي در نوبت اكران دارد.

«هیس...!دخترها فریاد نمی زنند»در شورای فرهنگی بانوان

 بانی فیلم آنلاین:اعضای شورای فرهنگی اجتماعی زنان به بررسی فیلم «هیس دخترها فریاد نمی‌زنند» پرداختند و آن را متناقض با ارزش‌های دینی و اخلاقی دانستند. 

به گزارش فارس، جلسه 715 شورای فرهنگی اجتماعی زنان برگزار شد و در این جلسه کبری خزعلی رئیس شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت:زمان معاصر ما بی شباهت با زمان امام صادق(ع) نیست و مکاتب و گروه‌های انحرافی بسیاری هستند که باید سعی شود از ایجاد این انحرافات در جامعه به نام دین و نوگرایی جلوگیری شود.

وی ادامه داد: گروهی با استنادات گزینشی به شواهد تاریخی با احکام بازی می‌کنند و با قیاس دلیلی برای تصویب و تأیید بعضی اعمال خلاف شرع آورده و  احکامی از خود صادر می‌کنند که برخی فعالیت‌ها برای زدودن حجاب نمونه بارزی از انحرافات است که در این فضا صورت گرفته است.

رئیس شورای فرهنگی زنان در ادامه به محورهایی از بیانات مقام معظم رهبری در هفته دولت در رابطه با شاخصهای دولت اسلامی پرداختند و به 7 شاخص: اعتقادى و اخلاقى، خدمت به خلق، عدالت، سلامت اقتصادى و مبارزه‌ با فساد، قانون‌گرایى،حکمت و خردگرایى در کارها و تکیه به ظرفیّت درون‌زاى کشور و در خاتمه به اولویت‌های کاری دولت بر اساس منویات مقام معظم رهبری که در زمینه اقتصاد و علم بودند نیز اشاره کرد.

در این جلسه همچنین اعضای شورای اجتماعی زنان به نقد و بررسی فیلم هیس، دختران فریاد نمی زنند پرداختند و با توجه به تناقض‌های حقوقی، اجتماعی و تخریب ارزش‌های اخلاقی و دینی که در فیلم وجود دارد، تأکید بر مشاوره فیلم سازان با حقوقدانان و جامعه شناسان قبل از تهیه فیلم کرده و پیشنهاد تشکیل کار گروه و یا کمیته­ای در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و صدا و سیما داشتند تا قبل از تهیه فیلم و در مرحله فیلمنامه نویسی این موضوعات را مورد نقد و بررسی دقیق قرار داده و سپس مجوزهای تولید صادر شود.

در ادامه، سند میثاق حقوق زن در اسلام با حضور  فاطمه بداغی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. این سند قرار است در اجلاسی که به زودی با حضور وزرای زن کشورهای اسلامی که در تهران برگزار می شود، به تصویب نهایی برسد

در فیلم نیلوفر

250143211221595585174819591a5a.jpg

فرهاد اصلانی:(نگران حضورم در فیلم شهاب حسینی نیستم)

فرهاد اصلانی درباره حضورش در فیلم سینمایی«طبقه وسط» به کارگردانی شهاب حسینی به خبرنگار سینمایی برنا گفت: سابقه همکاری من با شهاب حسینی طولانی است و به سال‌ها قبل برمی‌گردد. 

وی در ادامه افزود: ما در وهله اول باهم دوست هستیم به همین دلیل آرزو می‌کنم حسینی به بهترین شکل فیلمش را بسازد و قطعا این اتفاق خواهد افتاد و من نگرانی در این‌باره ندارم و هر کمکی از دستم برآید برای شهاب انجام می‌دهم.

اصلانی درباره نقش خود دراین فیلم گفت: من در فیلم سینمایی«طبقه وسط» نقش یک ناشر را بر عهده دارم. 

«طبقه وسط» طنزی فلسفی درباره نویسنده‌‌ای است که در طبقه میانی ساختمانی سه طبقه ساکن می‌‌شود و اتفاقاتی برایش رخ می‌‌دهد. 

حسین یاری، فرهاد اصلانی، ساره بیات، هنگامه قاضیانی، طناز طباطبایی، آنا نعمتی، بابک حمیدیان، نیما رئیسی، جواد عزتی و محمد هادی کریمی در این فیلم که اولین فیلم شهاب حسینی در مقام کارگردانی است،نقش آفرینی می‌کنند. 

فیلمنامه «طبقه وسط» را محمدهادی کریمی نوشته است و قصد داشت خودش آن را کارگردانی کند اما کارگردانی کار به حسینی واگذار شد. ابتدا قرار بود شهاب حسینی نقش اول فیلم را بازی کند و حالا که خود کارگردانی فیلم را برعهده دارد باز هم نقش اول مرد را خودش بازی می‌کند. 
گفتنی است، شهاب حسینی در مقام بازیگری فیلم‌های جدایی نادر از سیمین، «هیس،دختران فریاد نمی زنند»، حوض نقاشی ، یکی می‌خواد باهات حرف بزنه، برف روی شیروانی داغ، خانه پدری،درباره الی،سوپراستارو ... را در کارنامه بازیگری خود دارد و اینبار با فیلم سینمایی«طبقه وسط» اولین فیلم سینمایی بلدش را می‌سازد. 
فرهادی اصلانی نیز در کارنامه بازیگری اش فیلم‌های پل چوبی،خرس، زندگی خصوصی، من مادر هستم، یه حبه قند، پاداش سکوت و ... را دارد. 


شهاب حسيني و متني زيبا براي فيلم جديدش

 شهاب حسيني بازيگر توانمند و محبوب کشورمان در صفحه خود در فيس بوک اين متن را به تازگي منتشر کرد.
با ياد پروردگار يگانه خالق متعال
پيشاني شکر بر خاک آستانش مي گذارم که پس از نه سال ، نياز اين دل خسته را در بهترين زمان و مکان برآورد. ساکن طبقه وسط شرح حيات و پريشاني است،گمگشته گي اين روح سرگشته ، دريافتن ماوايي امن وآرام.شايد بزرگترين جستجوي هر انسان.
اميد که بيانمان قاصر نباشد به مدد الطاف پيدا و پنهان خود او ، اميد که ناب ترين تلالو انديشه در راستاي خشنودي‌اش نزديک شويم و اثري برجا گذاريم به يادگار در شان انسان،که او اشرف مخلوقاتش ناميد و جام وجودش را لبريز کرد و امانتدار از روح خويش.
پروردگارا راهنماييمان کن به حذر از گمراهي، رسيدن به روشنايي خشنودي است،اي بدل کننده بدي ها به خوبي ها - آمين 

شهاب حسيني


- بابک حمیدیان :"بازی در "ساکن طبقه وسط" به خاطر دوستی ام با...

بانی فیلم انلاین:به گفته بابک حمیدیان، وی بازی در فیلم "طبقه وسط" به کارگردانی شهاب حسینی را به خاطر دوستی‌اش با حسینی پذیرفته است.

بابک حمیدیان بازیگر سینما و تئاتر که به تازگی بازی در اولین فیلم شهاب حسینی را پذیرفته است در این‌باره به مهر گفت: حضور من در "طبقه وسط" به کارگردانی شهاب حسینی تنها به دلیل دوستی‌ام با شهاب حسینی است. در این فیلم سینمایی نقش دوست بازیگر نقش اول فیلم را که خود شهاب حسینی ایفاگر آن است، بازی می‌کنم.
وی با اشاره به اینکه حضورش در این فیلم محدود به چند سکانس کوتاه است، ادامه داد: بازی من در این فیلم هنوز آغاز نشده و فکر کنم تا 15 روز دیگر جلوی دوربین بروم، البته گروه فیلمبرداری در حال حاضر در خارج از شهر تهران حضور دارند و به محض بازگشت به تهران از برنامه خود برای بازی در این فیلم آگاه خواهم شد.
حمیدیان در پایان گفت: نقشی که من در "طبقه وسط" بازی می کنم، نقشی ویژه و متفاوت نیست و تنها در این فیلم به عنوان یکی از دوستان شهاب حسینی مقابل او بازی خواهم کرد.
حسین یاری، فرهاد اصلانی، ساره بیات، هنگامه قاضیانی، طناز طباطبایی، آنا نعمتی، بابک حمیدیان، نیما رئیسی، جواد عزتی و محمد هادی کریمی از جمله بازیگران اولین فیلم سینمایی شهاب حسینی با نام "طبقه وسط" هستند.
"طبقه وسط" طنزی فلسفی درباره نویسنده ‌ای است که در طبقه میانی ساختمانی سه طبقه ساکن می‌ شود و اتفاقاتی برایش رخ می ‌دهد. فیلمبرداری این فیلم سینمایی از 14 شهریور ماه آغاز شده و تا امروز 15 درصد از فیلمبرداری این فیلم به پایان رسیده است.
فیلمنامه این فیلم را محمدهادی کریمی نوشته و قصد داشت خودش آن را کارگردانی کند که این امر برایش میسر نشد و با رضایت خودش کارگردانی کار به حسینی واگذار شد. از ابتدا قرار بود شهاب حسینی نقش اول فیلم را بازی کند و حالا که خود کارگردانی فیلم را برعهده دارد باز هم نقش اول مرد را خودش بازی می‌کند.


محمد هادی کریمی مقابل دوربین فیلم شهاب حسینی

بانی فیلم آنلاین:محمد هادي کريمي مقابل دوربين فيلم «ساکن طبقه وسط» شهاب حسيني رفت. 

امير سمواتي تهيهکننده اين فيلم در گفتوگويي با ايسنا با اعلام اين خبر گفت:فيلمبرداري اين فيلم در لوکيشنهاي تهران ادامه دارد و تاکنون 15 درصد صحنهها گرفته شده است و گروه اواخر شهريورماه براي ادامه کار به شاهرود ميروند.

وي با ابراز رضايت از روند فيلمبرداري فيلم «طبقه وسط» اظهار کرد: خوشبختانه فيلمبرداري طبق برنامه پيش ميرود و شهاب حسيني هم بسيار منظم و مسلط کارش را جلو ميبردمحمد هادي کريمي که فيلمنامه اين فيلم را نوشته است پيش از اين به ايسنا گفته بود: تاريخ نگارش اين فيلمنامه به سال 82 بر ميگردد و از آن سال بارها قرار بود، اين فيلمنامه را بسازم که شرايطش فراهم نميشد و قرار بود شهاب حسيني نيز نقش اصلي را بازي کند.

وي ادامه داد: شهاب بسيار به اين فيلمنامه علاقهمند بود و بسيار درگير کار شده بود و دوست داشت اولين تجربه فيلمسازياش را با اين فيلمنامه آغاز کند که در نهايت فيلمنامه به او واگذار شداو اين روزها درگير پيشتوليد ساخت اين فيلم شده و من هم به عنوان يک دوست در کنارش خواهم بود.

به غير از خود شهاب حسيني، بازيگراني چون حسين ياري، فرهاد اصلاني، ساره بيات، هنگامه قاضياني، طناز طباطبايي، آنا نعمتي، بابک حميديان، نيما رئيسي، فريد سمواتي و حسين محجوب در اين فيلم بازي دارند


«هیس...!دختر ها فریاد نمی زنند»سه میلیاردی شد

تازه‌ترین آمار فروش گیشه سینماهای ایران از این قرار است: در ۴۳ روز اکران، 'هیس! ' با ۷۵۰ هزار تماشاگر به فروش سه میلیاردی رسید.

'جابه جا' یک میلیارد و ۳۳۰ میلیون و 'دهلیز' یک میلیارد و ۵۰ میلیون گیشه داشته‌اند. 'هیچ‌کجا هیچ‌کس' در کمتر از ۴۰ روز ۶۰۰ میلیون و 'پل چوبی' ۶۷۰ میلیون در ۱۷ روز، فروش داشته‌اند.

شهاب حسيني وزن کم مي کند!

 شهاب حسيني بازيگر محبوب کشورمان که به تازگي وارد عرصه کارگرداني هم شده است اين عکس را به تازگي در صفحه خود در فيس بوک به اشتراک گذاشت نکته جالب اين عکس که طرفداران او در فيس بوک هم به آن اشاره داشتند کاهش وزن شهاب حسيني بود

نقد منفی بر فیلم«هیس...!»

(8 نظر متفاوت مردم) کافه سینما-سعید شیرخانی: “هیس دخترها فریاد نمی زنند” نام آخرین اثر کارگردان زن شناخته شده ی سینمای کشورمان، پوران درخشنده است که به ظاهر، با نیت نقد یک باور غلط اجتماعی ساخته شد اما همان طور که از نام فیلم برمی آید، چنان در باتلاق روحیه و نگاه فمنیستی کارگردان بلعیده شده که مخاطب را دچار دوگانگی و شاید سه گانگی در فهم محتوا می کند.

پوران درخشنده، به همراهی میترا بهرامی، در فیلم نامه ی "هیس دخترها فریاد نمی زنند" به بیان مسئله ای ناگفته و بررسی لایه های پیدا و پنهان آن پرداخته اند، کودک آزاری و در مقابل، سرپوش گذاشتن روی این مسئله توسط خانواده ها به منظور حفظ آبرو، باور غلط اجتماعی است که کارگردان قصد دارد آن را به نقد بکشد و با نمایش سرگذشت تلخ یکی از این کودکان در بزرگسالی، باقی خانواده ها را از خواب غفلت بیدار کند. شیرین تک فرزند خانواده ای ثروتمند، که تنها هشت سال دارد، توسط مستخدم خانه شان و در سایه ی غفلت همه جانبه ی والدین ش مورد تجاوز قرار می گیرد و با سرپوش گذاشتن روی این قضیه، هنگام ازدواج با مشکل مواجه شده و اقدام به خودکشی می کند تا زمانی که بعد از ازدواج های ناموفق، مرد رویاهای خود را پیدا کرده و در شب عقد، هنگامی که با حادثه ای شبیه آن چه بر سر خودش آمده بود مواجه می شود، متجاوز کننده را به قتل می رساند و کودک قربانی ماجرا را نجات می دهد. اما دادگاه و حکم قصاص که هیچ انعطافی ندارند، او را پای چوبه ی دار می کشند.

آخرین اثر پوران درخشنده چنان در احساسات فیلم نامه نویسان و کارگردان غرق شده که در موارد بسیاری رسالت اصلی خود یعنی نقد باورغلط اجتماعی را فراموش می کند و گویی سازندگان اثر در محتوای مورد نظرشان به توافق نرسیده اند و دائم بین راس‌های یک مثلث تغییر موضع می دهند، مثلثی که شاید در نگاهی کلی بتوان سه مفهوم حاکم بر فیلم را در زاویه های آن جا داد. زاویه ی اصلی، که سایه سنگین خود را در کنار زاویه های "عقده گشایی سیاسی" و "نقد باورغلط اجتماعی"، به تمامی قسمت های فیلم انداخته، "فیمنیسم" است. شاید یکی از سکانس هایی که ذات فمنیستی اثر را برملا می سازد، جایی باشد که کودک آزار دیده قصد دارد به صورت غیرمستقیم در خلوت مادر و دختری، قضیه را با مادرش در میان بگذارد اما مادر به او اجازه نمی دهد و در جواب با لحن یک زن ستمدیده که ناچار به سکوت است، دختر را در آغوش می گیرد و او را از حرف زدن باز می دارد. گویی مشکل اصلی مردها هستند و ستم اصلی "زن بودن!" در حالی که دلیل اصلی ادعای باور غلط اجتماعی، حفظ آبرو بود و حفظ آبرو در خلوت مادر و دختر معنایی ندارد!

در سکانسی دیگر، شیرین در حال خرید لباس عروس است، در لحظه ای که دچار توهم دیدن مرد متجاوز می شود، درنمایی از پایین، مانکن مردی سیاه را می بینیم که از بالا بر او مسلط است. پس مشکل فقط باور غلط اجتماعی نیست بلکه "مس کیولینیسم" یا مردسالاری در مقابل منطق فمنیستی فیلم ساز، نقش پررنگی را بازی می کند. همان طور که شیرین در دادگاه اقرار می کند که: "از همه ی مردا بدم میاد" و یا در خانواده ی دیگری که دچار همین بحران شده اند، پدر که "حاجی فلانی" و بازاری است اصرار دارد تا قضیه برملا نشود و حفظ آبرو را از آینده دخترش مهم تر می داند، در حالی که مادر بعد از کنار آمدن با قضیه علاقه مند است تا در دادگاه و درحمایت از شیرین، شهادت دهد.

زن های زندانی نیز در سکانس های متعدد و طولانی، با چهره های معصوم، نگاه های ترحم برانگیز خود را حواله ی شیرین بخت برگشته می کنند و درغم مشترک خود یعنی زن بودن عزادارند.

و از همه مهم تر، خانم وکیل جدی، فعال و مرد صولت که حتی ساعت مردانه اش را به دست چپ می بندد. با حرف ها و حرکاتش از جمیع جهات، نماینده ی اندیشه ی فمنیسم است، به طوری که اگر رفتار و حرف های او را نیز در نظر نگیریم، شخصیت "وکیل زن مدعی حقوق زن ستمدیده" از محبوب ترین شخصیت های فیلم های فمنیستی هالیوود است که با الهام از "ژیزل حلیمی"، وکیل فرانسوی فمنیست، پرداخته می شود.

زاویه و مسئله ی دوم، "عقده گشایی سیاسی" است که دو بعد دارد، بعد اول، شاه بیت فیلم "جدایی نادر از سیمین" یعنی "ایران جای زندگی نیست و باید از آن گریخت" است که سکانس دادگاه اولیه ی "هیس دخترها فریاد نمی زنند" در نماها، زاویه ی دوربین و نوع بازی ها، به تاثیر از همین فیلم شکل گرفته و این شاه بیت در موارد بسیاری در فیلم مطرح می شود. نمایش به عمد عکس رهبران انقلاب اسلامی با تاکید بیش از حد و فاصله گرفتن از سوژه ی اصلی در نمای ورود به دادگاه و نمایش همین دو عکس در بالای سر خانم وکیل هنگام دریافت حکم قصاص زن ستمدیده، گویای همین مطلب است که نظام جمهوری اسلامی نیز در این مسئله دست دارد و به اندازه ی بقیه گناهکار است، در حالی که قرار بود طبق مدعای فیلم ساز، باور غلط اجتماعی و سهل انگاری والدین به نقد کشیده شود و چه کنیم که زبان اصلی سینما، زبان تصویر است!

و اما بعد دوم، ادعای نقطه ضعف در حکم قصاص است و درخواست قاضی پرونده برای "انتقال به مرکز تدوین قوانین و جواب گرفتن از سوالی که برایش پیش آمده" گویای همین مطلب است. مسئله قضایی در تخصص نگارنده نیست اما طبق منطق، اگر زن ستمدیده ی قاتل حق دارد بخشیده شود، مرد شهوت ران مقتول نیز با همه ی پلیدی اش، حق دارد بودن محاکمه کشته نشود و در دادگاه و طبق قانون به سزای عمل خود برسد و انگار فیلم ساز در احساسات خود غرق شده که نیت اصلی خود یعنی باور غلط اجتماعی را فراموش کرده و برای تبرئه ی زن ستمدیده همه را گناهکار اعلام می کند.

بازی بازیگران و شخصیت پردازی از بزرگترین مشکلات فیلم در زمینه ی تکنیک و فرم به حساب می آید، نقش های متعدد، کوتاه و بی اثر که سراسر فیلم را اشغال کرده اند و بر بسیاری از آنان نام بازیگری مطرح نوشته شده و به نظر می رسد، از لیست "باحضور افتخاری" در تیتراژ، لیست بلندی ساخته باشد. در بسیاری از موارد، هیچ شخصیت پردازی انجام نمی شود و موقعیت های گوناگون به هرز می رود مانند محیط زندان که انگار تنها خوابگاه شیرین و محل دریافت نگاه های ترحم انگیز و بی نام و نشان دیگر زندانیان است.

بازی بازیگران نیز در بعضی نقش های فرعی مانند مادر و پدر شیرین غیرقابل تحمل و در نقش های اصلی همچون وکیل (مریلا زارعی) و قاضی (شهاب حسینی) غیرقابل قبول به نظر می رسد و به شدت دچار ضعف است، در کل تنها افرادی که بازی نسبتا خوبی ارائه داده اند، طناز طباطبایی در نقش شیرین و بابک حمیدیان در نقش متجاوز هستند.

در برخی از سکانس ها، میزانسن، فیلم برداری و تدوین از اوضاع خوبی برخوردار نیست و حتی بعضا عدم وجود تداوم زمانی و منطق در تدوین نیز به چشم می خورد. مانند سکانس دادگاه اولیه که قبل از دستور قاضی برای بازداشت متجاوز که قاعدتا زمان زیادی طول می کشد، در یک رفت و برگشت، همه سرجای خود هستند و حتی نامزد شیرین که پرونده ی تجاوز به او مربوط نمی شود نیز در کنار قاضی حضور دارد تا موجبات زد و خوردی احساسی با مجرم را فراهم سازد.

سکانس پایانی و نحوه ی مرگ برادر مقتول (و تنها ولی دم) نیز برای ایجاد تعلیق، قبل از اعدام، مصداق شعر "چون قافیه تنگ آید... " بود و گویای این مطلب که فیلم نامه نویس دست به هر کاری می زند تا احساسات مخاطب را برانگیزد و او را به این فکر وادارد که پوران درخشنده کوتاه خواهد آمد و شیرین را به زیر تیغ نمی فرستد، اما فیلم ساز با ابتدایی ترین، سطحی ترین و غیرواقعی ترین شیوه ی ممکن او را به قتل رساند.

"هیس دخترها فریاد نمی زنند" در نگاهی کلی و حتی با نادیده گرفتن دو زاویه ی نامربوط مثلث محتوا نمی توانست فیلمی قابل قبول و خوب نام بگیرد چرا که در فرم و تکنیک، ضعف های بسیاری در خود داشت.

محتوای فیلم«هیس...!» از سینمای ایران بالاتر است

بانی فیلم آنلاین:منتقد و نويسنده سينما گفت كه محتواي فيلم هيس، دخترها فرياد نمي زنند از سينماي محافظه كار اين روزهاي كشور بالاتر بوده و اين اثر موضوع ملتهبي را روايت مي كند.

 منوچهر اكبرلو در گفت وگو با ايرنا افزود: سينماي ايران همواره با روحيه محافظه كارانه مي كوشد به سراغ مسائل ملتهب نرود و به تابوهايي دامن بزند كه از دردهاي جامعه است، اما درخشنده مانند فيلم هاي پيشين خود دغدغه هاي اجتماعي اش را در فيلم هيس دخترها فرياد نمي زنند مطرح كرده است.

اين منتقد و نويسنده سينما تاكيد كرد: البته از سويي ديگر، توجه زياد درخشنده به مضمون مورد نظر در فيلم هيس باعث مي شود كه همواره از اقتضاي يك درام جذاب فاصله بگيرد.

اكبرلو تاكيد كرد: اين مهم سبب شده فيلم هيس دخترها فرياد نمي زنند در نتيجه گيري اثرگذاري لازم را نداشته باشد.

وي گفت: در فيلم هيس نيز توجه و فشار عاطفي زياد فيلم بر موضوع مطرح شده بر تماشاگر، باعث مي شود مخاطب نيز با مسئله مطرح شده در فيلم بيشتر احساسي برخورد كند تا خردگرايانه. اين منتقد و نويسنده سينما تاكيد كرد: دوست مي داشتم كه اين اثر سينمايي را همه نوجوانان و جوانان ببينند گرچه وجود برخي صحنه هاي خشن سبب مي شود فيلم مناسب گروه سني نوجوان نباشد

محتوای فیلم«هیس...!» از سینمای ایران بالاتر است

بانی فیلم آنلاین:منتقد و نويسنده سينما گفت كه محتواي فيلم هيس، دخترها فرياد نمي زنند از سينماي محافظه كار اين روزهاي كشور بالاتر بوده و اين اثر موضوع ملتهبي را روايت مي كند.

 منوچهر اكبرلو در گفت وگو با ايرنا افزود: سينماي ايران همواره با روحيه محافظه كارانه مي كوشد به سراغ مسائل ملتهب نرود و به تابوهايي دامن بزند كه از دردهاي جامعه است، اما درخشنده مانند فيلم هاي پيشين خود دغدغه هاي اجتماعي اش را در فيلم هيس دخترها فرياد نمي زنند مطرح كرده است.

اين منتقد و نويسنده سينما تاكيد كرد: البته از سويي ديگر، توجه زياد درخشنده به مضمون مورد نظر در فيلم هيس باعث مي شود كه همواره از اقتضاي يك درام جذاب فاصله بگيرد.

اكبرلو تاكيد كرد: اين مهم سبب شده فيلم هيس دخترها فرياد نمي زنند در نتيجه گيري اثرگذاري لازم را نداشته باشد.

وي گفت: در فيلم هيس نيز توجه و فشار عاطفي زياد فيلم بر موضوع مطرح شده بر تماشاگر، باعث مي شود مخاطب نيز با مسئله مطرح شده در فيلم بيشتر احساسي برخورد كند تا خردگرايانه. اين منتقد و نويسنده سينما تاكيد كرد: دوست مي داشتم كه اين اثر سينمايي را همه نوجوانان و جوانان ببينند گرچه وجود برخي صحنه هاي خشن سبب مي شود فيلم مناسب گروه سني نوجوان نباشد

«ساکن طبقه ی وسط» به کاشان می رود

 سینماپرس-گروه سینما/ تهيه‌کننده فيلم سينمايي «ساکن طبقه وسط»  اعلام کرد: فيلم سينمايي ساکن طبقه وسط به عنوان نخستين تجربه  کارگرداني شهاب حسيني، پنجشنبه چهاردهم شهریور کلید خورد.به گزارش  خبرنگار سینماپرس، امیر سماواتی، شهاب حسيني را فردی اهل تفکر و انديشه دانست و  افزود: مطمئنم اگر شهاب حسینی بازيگر حرفه‌اي نمي‌شد، يک کارگردان خوب مي‌شد، در اين حوزه آينده خوبي دارد و سينماي ايران را غافلگير مي‌کند.

 وی با بیان این امر که «ساکن طبقه وسط» فيلم سنگين، پرهزينه، پر بازيگر، پر لوکیشن و با جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي خاصی است، اظهار داشت: قرار است فيلمبرداري «ساکن طبقه وسط» در تهران و کاشان انجام گيرد. ضمن این که امید می رود فیلم برداری این کار در ۴۵ روز به پایان برسد.

 

سماواتی با تکیه بر تحلیل کارگردان «ساكن طبقه وسط» که معتقد است (این فیلم قصه سرگشتگي‌هاي انسان است و هميشه در فيلم‌هاي مختلف این شرايط را تجربه کرده ایم كه انسان‌ها در خارج از خودشان دچار چالش مي‌شوند و عكس‌العمل هر انسانی نسبت به اين موضوع جالب است و كمتر فيلمي هم به اين موضوع پرداخته، .به همين دليل ما مي خواهيم يك انسان را با درون خودش و ذهنيت خودش به تصوير بكشيم (بیان کرد: اين فيلمنامه درباره يک نويسنده جوان است که وارد يک خانه سه طبقه مي‌شود و در آن خانه درگير اتفاقاتي خواهد شد. به نوعي فيلم يک طنز فلسفي است که در سال ۱۳۸۳ توسط سید هادی کریمی نگاشته شده و قرار بوده محمدهادي کريمي آن را با بازي شهاب حسيني کارگردانی کند که اين امکان فراهم نشد. با توجه به علاقه شهاب حسيني به متن، در نهايت خود او تصميم گرفت فيلمنامه را به عنوان اولين تجربه کارگرداني‌اش جلوي دوربين ببرد.

 وي با بیان این موضوع که این کار اولین همکاری او با دکتر هادی کریمی است، گفت: بسيار خوشحالم که فيلمنامه وزين محمد هادي کريمي را، يکي از بازيگران ستاره سينماي ايران که اهل انديشه و کتاب است و درک درستي از مقوله عرفان و فلسفه دارد، مي‌سازد.

شایان ذکر است شهاب حسینی پیش از این یک فيلم ۳۷ دقيقه‌‌اي در قالب نمايشنامه كار كرده و اين كار به عنوان اولين تجربه  جدي‌ او در حيطه‌ كارگرداني سینما به حساب می آید.

 

گفتنی است در این فیلم، شهاب حسینی، حسین یاری، بابک حمیدیان، طناز طباطبایی، هنگامه قاضیانی، ساره بیات، آنا نعمتی، حسین محب اهری، جواد عزتی، حسین محجوب، نیما رئیسی، فخرالدین صدیق شریف، امید روحانی، فرید سماواتی، مانی کسرائیان، دیبا زاهدی، علی شادمان و... به ایفای نقش می پردازند.

نظر آنا نعمتی و فخرالدین صدیق شریف درباره ی فیلم تازه ی شهاب حسینی

آنا نعمتی در گفت وگو با خبرنگار سینما هنرآنلاین، درباره فعالیت‌های سینمایی‌اش گفت: به تازگی قرار است در فیلم شهاب حسینی نقشی را ایفا کنم. نقشی که در این فیلم ایفاگر آن هستم یک نقش کوتاه و متفاوت از سایر فیلم هایی است که تا به امروز بازی کردم.

نعمتی درباره کار با شهاب حسینی گفت: من پیش از این در دو فیلم با شهاب حسینی کار کردم و او در عرصه بازیگری آزمون خود را پس داده است و این بار که به عنوان کارگردان پشت دوربین قرار می گیرد به او اعتماد خواهم داشت.
وی در مورد فعالیت هایش در حوزه نمایش گفت: نمایش "سیزده" به کارگردانی روزبه سجادی حسینی را در نوبت اجرا دارم که قرار است اواخر پاییز سال جاری این نمایش روی صحنه برود.

بازیگر فیلم آل درباره وضعیت این روزهای سینمای ایران گفت: فیلمسازان و عوامل سینما نسبت به مردم بی انگیزه تر شدند. بودجه های زیادی صرف تولید فیلم های فاخر می شود که محتوایی ندارند، اگر این بودجه ها در اختیار جوانان قرار بگیرد فیلم های بهتر و قابل قبولی ساخته می شود و نگاه جهانی تری در جشنواره های بین المللی برای سینمای ایران در پی خواهد داشت.

نعمتی همچنین با اشاره به تغییر مدیریت در سینمای ایران گفت: من شناختی نسبت به رییس سازمان سینمایی جدید ندارم اما همه امیدواریم که بحران هایی که این روزها گریبانگیر سینمای ایران شده است در زمان مدیریت ایشان هرچه سریعتر رفع و رجوع شود.


"فخرالدين صديق شريف" بازيگر سينما و تلويزيون در خصوص ايفاي نقش خود در اولين فيلم سينمايي " شهاب حسيني" به خبرنگار حوزه سينما باشگاه خبرنگاران گفت: فيلم سينمايي " ساكن طبقه وسط" به كارگرداني شهاب حسيني كه اولين كارگرداني وي در اين حوزه است طي چند روز آينده كليد مي خورد. 
 
وي افزود: اين فيلم ماهيتي فلسفي دارد  و در حوزه سينماي انديشه است كه با توجه به نگاه شهاب حسيني و علاقه وي به حوزه فلسفه اثر بسيار متفاوتي را در آينده شاهد هستيم. 
 
صديق شريف در خصوص فيلمنامه اين اثر اظهار داشت: فيلمنامه " ساكن طبقه وسط" توسط دكتر محمد هادي كريمي نوشته شده و از قابليت هاي بسياري برخوردار است. 
 
وي در مورد پيوستن خود به اين پروژه تصريح كرد: نزديك به 25 روز پيش سناريو را خواندم و نقشم در اين فيلم يك استاد دانشگاه است كه در مسير زندگيش دوستاني همچون فانوسهايي مسير و هويت او را روشن مي كنند. 
 
اين بازيگر در ادامه گفت: كريمي انساني بسيار انديشمند و فرهيخته است كه نگاهي سطحي به سينما و پيرامون آن ندارد. 
 
وي در خصوص حضورش در " ساكن طبقه وسط" خاطر نشان كرد: گفتني است در اين فيلم بازيگراني چون ساره بيات، آنا نعمتي، حسين محب ابهري، جواد عزتي، حسين محجوب، نيما رئيسي، ماني كسرائيان، امير روحاني، فريد سماواتي، ديبا زاهدي، علي شادمان، فرهاد اصلاني، حسين ياري، بابك حميديان، طناز طباطبايي، هنگامه قاضياني و شهاب حسيني حضور دارند و تهيه كنندگي آن را هم امير سماواتي برعهده دارد.

زوج خوشبخت

عکسهایی متفاوت از شهاب حسینی و همسرش و دو فرزندشان

پریچهر قنبری و محمدامین حسینی و امیرعلی حسینی

عکسهایی متفاوت از شهاب حسینی و همسرش و دو فرزندشان

روز دختر مبارک

خداوند لبخند زد

دختر آفریده شد!

لبخند خدا روزت مبارک

روز دخترای گل مبارک

شهاب حسینی+رامبد جوان




عکس نشست فیلم «هیس...!دختر ها فریاد نمی زنند»









شهاب حسینی

نیما رییسی در فیلم شهاب حسینی

این عکس برای فیلم  نمیدونم شما می دونید؟!


سرزمین کهن